شماره تماس: ۰۹۱۹۰۳۹۶۶۴۳

بازی های محلی آذربایجان

بازی های محلی آذربایجان

اززلی مززلی (5zzali mazzali)

نام نوعی بازی دسته جمعی، همه افراد گروه به جز یک نفر در یک ردیف خم می شوند و زانوهای خود را می گیرند و آن فرد به نوبت از روی آنها می پرد و خود بعد از تفر آخر خم می شود و تفر اول صف کار او را ادامه می دهد.

ال اله (al ala)

 نام نوعی بازی کودکانه. دو کودک روبروی هم ایستاده و دستهای هم را می گیرند و می چرخند و می خوانند: «ال اله کتان کله، بیز گئدیر یک بابام گیله، بابام منه پا پیش آلیب، ایچی دولو کیشمیش آلیب، پیر تایی سنین بیر تایی منیم، دوئبا للان پیس» و می نشینند. سپس دوباره بر خاسته و این کار را تکرار می کنند.

ال اله دوگمه جه له (al ala diymacala)

 نام نوعی بازی کودکانه. چند کودک دستهای هم را گرفته و حلقه می زنند. بعد شعری می خوانند و در جای معینی از شعر همه باهم می نشینند.

مثلا: «ال اله دوگمه جه له، بابام گئدیب باشماق آلا، بیر جوت منه، بیر جوت سنه، پیس» کسی که حواسش جمع باشد و ایستاده باشد، از بازی بیرون می رود. در دور بعدی به جای «باشماق» چیزهای دیگری چون جوراب و … می گویند.

اليم ياندى (alim yandi)

نام نوعی بازی کودکانه.

اوچدوم قوندوم (Urduum ghondum)

نامی دیگر برای بازی اون ایکی دوز. با این تفاوت که زمانی که بازیکنی می خواهد سنگریزه خود را مانند حرکت مهره در شطرنج جابجا کند، به هنگام بلند کردن می گوید : «او چدوم» (پریدم) و هنگامی گذاشتن سنگریزه در مکان مورد نظر می گوید: « قوتدوم» (تشستم).

او چدو او چدو (Urdu Urdu)

نوعی بازی – سرگرمی دسته جمعی در تبریز. بازیکنان به صورت دایره می نشینند و یکی از آنها استاد می شود. همگی انگشت سبابه را روی زمین گذاشته و منتظر استاد می شوند. استاد که خودش هم انگشت را روی زمین گذاشته شروع می کند به شمردن : «او چدو او چدو قوش او چدو» (پرید پرید پرنده پرید) همگی دستهاشان را به علامت پرواز بلند می کنند. استاد پشت سر هم نام پرنده ها و یا غیر پرنده ها را می برد و بازیکنان باید دقت کنند که در مورد غیر پرنده ها نباید دستشان را بلند کنند و گرنه سوخته و از بازی خارج می شوند. نفر آخر برنده محسوب می شود.

اوستا شاگرد (Usta sayid

یک نوع بازی – سرگرمی چند نفره. استاد که از میان بازیکنان انتخاب شده، یکی از بچه ها را صدا می زند و چشمهای او را می بندند. از فرد دیگری می خواهد که ضربه ای به پشت او بزند. آنگاه از بازیکان اولی می پرسد تا اسم زننده را بگوید. اگر موفق شد جای آنها عوض می شود و گرنه بازی ادامه پیدا می کند.

بازی های محلی آذربایجان

اوستا عابباس (Usta abbas)

یک بازی سه نفره، یک نفر اوستا، یک بادبزن و دیگری شاگرد. عده ای نیز تماشاگر با عنوان شاگردان، با دهانشان صدای چکش زدن آهنگر را تقلید می کنند و می گویند: «او ستا عابباس، کورو گو باس». (اوستا عباس ، بادبزن را بکار بینداز) او هم مثلآ باد می زند. او ستا آهنگر می گوید: آخشامدیر گورو گون آغزینی پالچیقلابین گندک انوه» (غروب است در بادبزن را گل بگیرید، به خانه برویم) یک نفر که از پیش گل را آماده کرده، به دهان بادبزن می مالد. بچه ها می خندند و بازی تمام می شود.

اوستام باز (Ustam baz)

 نام نوعی بازی میدانی و دسته جمعی در خوی

اوزوکت اوزوکن (Uzlik izlik)

 نوعی بازی و سرگرمی دسته جمعی با انگشتر.

اوزوکی گیزلتان (U ziil gizlatdi)

تری باتری دسته جمعی با انگشتر. فمان اور زر گئ او زورگ است..

اوزومدن سو چیخار تماق (zindan sixartmazh

یک نوع سرگرمی با حبه های انگور. چتا۔ تقر یک حبه انگورا در میان می گذارند و بر سر منشاد ارتی پول شرط می بنتا۔ تاد. اولی می گریاد من از این جنبه ۱۰ قطره آب می کشم. دیگری اضافه می کند و بدین ترتیب دیگران نیز ادامه می دهند تا بر روی محال دی توافق کنند. کسی که آن عدد را گفته سترات را به حيه فرو می کند و آب از سر را می چکا۔۔ اگر موفق شود پازل را می برد و گرنه خواهد یاخت.

اولاتدی (Ulatdi

 نام نوع بازی محلی. قواعد آن بسیار شبیه به پیل دسته است

بازی های محلی آذربایجان

اون ایکی دوز (On iki diaz)

نام نوعی بازی دو نفره که هر کدام ۱۲ سنگریزه دارند. قوانین این بازی مانند بازی اوج دوز است با این تفاوت که تعداد تقاطع خول بیشتر است و مکانی در وسط شكل وجود دارد که سنگریزه های حریم را پس از خارج گردن از مسیر بازی در آنجا می گذارند.

اویدوم اویدوم (Uydum uydum) | نام نوعی بازی دسته جمعی. یک نفر چوبی را به آسمان پرتاب می کند و دیگران با چوبدستیهایشان می کوشند آن را در آسمان بزنند. هر کدام که موفق شد نفر اول باید او را بر کول خود سوار کرده و تا محل افتادن چوبدستی ببرد. (گویش میانه)

ایپ آندى (Ip atdi)

طناب بازی.

ایپ کئچدی (Ip kesdi)

نام نوعی بازی با طناب. اگر بازی تک نفره باشد، بازیکن یک سر طناب را به من یکی از پاهایش می بندند و طناب را از زیر پای دیگر خود رد می کند اما اغلب این بازی گروهی انجام می شود. گاهی نیز بازیکن طناب را به دور مچ یکی از پاهایش بسته و آن ر به صورت دایره می چرخاند و پای دیگری را از روی آن بر می داد بازی دو نفره به صورتی است که هر بازیکن یک سر طناب را می گیرند و هر دو می پرتاد

اگر بازیکنان بیشتر از سه تر باشتا۔ دو تقر به تربت طناب را می گردانتقاد و دیگران می پرتاد. هر کس سوخت، جایش را به تربت یا یکی از کسانی که طناب را می گرشاشات عرض می کتان. گاه بازی به صورتی است که یک نفر طناب را می گرداند و بازیکنان از بیرون وارد عتاب او می شوتاه، با او می پرنان و خارج می شونالد و تقر یعاتی وارد می شود

اگر بازیکنان بیش از ۳ نفر با نام در کس طناب را چرخانده و بقیه بدون توقف به توریت آماده و به تعداد معین طناب را از مرز پا عبور داده و

خارج می شوند. هر گاه طناب زیر پانی کی گیر کرد، آن بازیکن سوخته و از بازی بیرون می رود.

ایت اوسلو (It ghuslu)

 دو نفر دستهایشان را بهم می دفتاد و نفر سوم از دور می دود و سعی دارد با بدن خود پیوند دست دو بازیکن را باز کند. اگر موفق نشود خود را روی دست آنها می اندازد و آنها هم او را تاب می دهند و ترانه ای را می خوانتقاد ایت قرسلوها ایٹ فرسلوا لیتیم دره ده قوسدوا قارتال داغلارا او چاوا داغا نادرست درد ہے ؟ (دمروها دمروا سگ در دره بالا آورد؟ عقاب به گرهای پرواز کرد می خواهی به کره برزی با دره؟ اگر طرف مقابل بگو یاد کرد، او را روی پایش به زمین می گذارند و اگر بگریاد دره او را با سر می اندازند. بازیکنی که زمین خورد، جای خود را با یکی از دو طرف عرض می کند و بازی به همین شکل ادامه پیدا می کند

بازی های محلی آذربایجان

اینه ایکنه (Iyua ira)

 نام نوعی بازی کودکانه در آذرشهر بازیکان درز هم می نشینند و دستهایشان را جلو می آورند. یکی از آنها استناد شده و متلی را می خواند دایکته ایگه اوجر دوگمه، بربریتیی برین کتچیر، شاهماجی شاتير کتچیر، قرچ آغاجی قوتور کشچی، حمایان ماییان ، سیرتی پر تیل سر ایچ قرر تول»

سوزن سوزن نوکش دو گے، خالی کرتب می آید، زخمی می رود، کلنگ دوسرا گلنگ به دست می رود. قوچ فری میکل، نیز زخمی می رود. پپر این ور، پپر آن وره به خور، پترک ، آب بخور تمامش کنه و در ادای هر کلمه یکی از انگشتان بازیکنان را رد کرده و پیش می رود. آخرین کلمه مثل یعنی اقورتولا به نام هر انگشتی افتاد، آن انگشت کنار گذاشته می شود. استاد دوباره شروع به خوانان متل می کند تا زمانی که فقط انگشت یا انگشتان دست یا دستهای یک نفر باقی بماند. در این صورت این بازیکن باز تانه محسوب می شود

در این هنگام استاد رویش را به طرفی بازتاده کرده و از او می پرسد که از دو کلمه رفاه و قره کدامیک را می خواهد. بازنده مجبور است یکی از این دو را انتخاب کنند. اگر بگیرید تا می خواهم به عنوان اینکه خواسته قارقاه (کلاغ ) باشد، همگی او را هز می کند و می خندند و اگر بگوید «قو» می خواهم استاد می گیرد که این چه فتره اجرب است و باز بچه ها با هلهله و کف زدن بازی را به پایان می برند و اگر مایل باشند بازی به همین شیوه تکرار خواهد شد

این بازی به شکل دیگری نیز انجام می شود

یک نفر استاد بازی می شود. بازیکنان دستهای خود را روی زمین می گذارند. استاد متنی را می خواند و با گفتن هر کلمه به یک انگشت اشاره می کند. آخرین کلمه متن به هر انگشتی که بیفتاد، آن انگشت کار گذاشته می شود. این کار ادامه می یا یاد تا تنها یک انگشت باقی بماند که متعلق به هر بازیکنی یا شالا استاد گرش او را گرفته و در همان حال متن دیگری را می خواند، سپس از او می خواهد که تام پرنده ای را بگراد و تا زمانی که پر تاده گفته شده در آسمان دیده نشود، استاد گرش او را همچنان نگه داشته و رها نمی کند.

ایلدیریم آغاج (Indirin agar)

 نام نوعی بازی دسته جمعی. تقر اول چربی را به آسمان پرتاب می کند نفر دوم باید با چوب خود آن را در آسمان پر تاد. اگر موفق شود نفر اول با یاد او را تا محل افتادن چرب خود کول بگیرد و گرنه نفر دوم بازی را ادامه می داد. (گریش روستایی قارقاشای تیکمه داش).

این بازی با نام او بما أعاج در نواحی دیگر نیز انجام می شود

بازیکنان در یک صف می ایستاد . اولین نفر چوب خود را با قدرت تمام به هوا پرتاب می کند. بازیکنان دیگر چوب او را نشانه گرفته، هریک سعی می کند چوب خود را در هوا به آن بزنند. فردی که موفق به این کار شد، منتظر می ماند تا چوبها روی زمین بیفتاد.

بازی های محلی آذربایجان

 

پشتیبانی آنلاین